برابرهای واژه نجات دادن به پارسی
جستن واژهای دیگرنجات دادن
برابرهای پارسی
رهایی دادن، رها کردن، بوزش دادن، بُزِش دادن، بوختن، بُختن، آزاد کردن، آزاد نمودن
واژه «نجات دادن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رهایی دادن، رها کردن، بوزش دادن، بُزِش دادن، بوختن، بُختن، آزاد کردن، آزاد نمودن» میباشد.
به جای «نجات دادن» بگوییم «رهایی دادن، رها کردن، بوزش دادن، بُزِش دادن، بوختن، بُختن، آزاد کردن، آزاد نمودن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها در شاهنامه
رها کردن
نبایست کردن ز زندان رها
رها کردن ازبند پای قباد
رها کردن مانه کار شماست
ندانم نیارمت کردن رها
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: فَسیبیدَن